تبليغاتX
بچه های آسمانی

بچه های آسمانی

فرزندان ایران زمین

بی وفایی

 

 

به اسم آشنايی رفاقتی به پا کردی

 

به نام اون رفاقت ديدی با من چه ها کردی

 

مي گفتی با من از دنيا ديگه هيچ انتظاری نيست

 

می گفتی در کنار من تو را با گريه کاری نيست

 

شدي درد و دواي من شدی مثل خدای من

 

شدی درد آشنای من شروع انتهای من

 

                           برو ديگه نمی خوام با حرفات هم صدا باشم

 

                           می خوام مثل خود تو با هر کس بی وفا باشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 19:19  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم

سلام دوستان عزیزم.این مطلبی که نوشتم یه جورایی به دلیل دختر بودنه خودم درست نیست.ولی خداییش جدی نگیرید.نبینم پسرا قند تو دلشون آب بشه هااااااااااااااااااااااااااا!!! 

                   این مطلب فقط جنبه شوخی داره

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم:

۱- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.
7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد مي پکيد!

                                                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 6:39  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

بخون و هيچوقت فراموش نکن

. سخت ترين گناهان گناهي است که انجام دهنده اي آن آن را سبک بشمارد
*******************
هميشه اينو به ياد داشته باش که به خدا نگو مشکل بزرگي دارم به مشکل بگو خداي بزرگي دارم
*******************
دلم خوش بود از ان روزي که در شطرنج دلت شاه عشق بودم اما تو با ان رخ زيبايت ماتم کردي
*******************
نفرت هرگز با نفرت پايان نمي يابد .
نفرت تنها و تنها تسليم عشق خواهد شد.
( بودا )
*******************
آدم بايد هر روزمقداري موسيقي گوش کند،يک شعر خوب بخواند،
يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه بگويد .
  ( گوته )
*******************
قاضيان عادل ، مردان سرد و گرم چشيده اي هستند که هم ظلم روا شده بر مظلوم را مي بينندو
هم علت بوجود آورنده ظلم ظالم را.
   ( مولير )
*******************
چيزي را که دوست داري بدست بياور وگرنه مجبورمي شوي چيزه ديگري را به اجبار دوست داشته باشي.
گذشته مکان يادگارها ، آينده محل اميد ها ، و حال جايگاه تکليف هاست.
*******************
آدمي زاد طومار طولاني انتظار است.
*******************
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسان تر است و
تحمل اندوه از گدايي تمام شادي ها آسانتر است.
*******************
خنديدن زيباست . گريستن هم زيباست . با هم خنديدن و با هم گريه كردن شكوهمند است
*******************
هيچ چيز به قداست اشک نيست
من که به اين جمله آخر اعتقاد کامل دارم شما چطور؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 6:38  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

دلتنگی

انتظار تو فقط مال منه
سهم من از تو افسوس تو رو نداشتنه  
انتظار تو فقط مال منه
همه با هم ديگه هستن
همه خيلي ها رو دارن
يکي هست که وقت گريه
سر رو شونه هاش بذارن
ولي من از همه دنيا
 تو رو داشتم تو رو داشتم
وقتي گريه ميکردم
سر رو شونت ميذاشتم
همه تنهايي هامون
مال هم بود مال هم بود
هر چي با هم ديگه بوديم
واسه من خيلي کم بود 

                     

دستم را دراز مي کنم
 و تکه اي از ابر بي باران اميد را
به زير مي آورم
 و در آسمان خيال رها مي کنم
 تا شايد
دوباره بر كوير خشكيده ي احساس ببارد
 و گلهاى عشق
دوباره شکوفا شوند........
هر روز با اين رويا دلخوشم
اما.....
اما مي ترسم
مي ترسم تند باد سرنوشت ابرهاي روياى مرا با
خود ببرد
و كوير احساسم هميشه کوير بماند.
                                              
دل از نامهربوني ها غمينه
درون سينه ام غم در کمينه
خرابه خونهء دل از دو رنگي
چرا رسم زمونه اين چنينه
                                    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 6:34  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

برخورد


خيلي وقت بود نديده بودمش... وقتي بعد از مدتها ديدمش خيلي جا خوردم... بازم هول شدم دست و پامو گم کردم...

برق چشاش تنمو مي‌لرزونه... وقتي مي‌بينمش بي‌اختيار بدنم مي‌لرزه... هول مي‌شم مي‌خوام داد بزنم... جيغ بکشم... گريه کنم... نمي‌دونم فقط منم که طاقت نگاهشو ندارم يا همه اينطورين؟...

مدتي خيره به هم نگاه کرديم هر کدوم منتظر حرکتي از جانب ديگري بوديم تا عکس‌العملي نشون بديم... اون لحظه مثل يه قرن بود... برام ثانيه‌ها از حرکت ايستاده بودن موتور مغزم با سرعت تمام کار ميکرد و دنبال راه حلي ميگشت... بي اختيار فرياد کشيدم:

سوووووووووووووسک سوووووووووووسک... کمک... کمک... يکي بياد اينو بکشه!!؟

***********************

يك آدم خوش شانس

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه اي كردم كه فهميد جواب هاي،، هوي است.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي در پي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نميكردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلند تر بودم و همه ازم حساب مي بردند.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي خورد. هر صفحه اي از كتاب را كه باز ميگردم جواب سوالي بود كه معلمم از من مي پرسيد.
اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي دانست منو فرستاد المپياد رياضي!!!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود ويكي از ورقه هاي بي اسم بود منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين بر مي داشتم، يهو جلوم سبز ميشد و از اين كه گمشده اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر ميكرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام! كسي سوالي نداره؟!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 19:30  توسط یک عمرانی - milad  | 

دلم گرفته

سر گرمی تو شده بازی با این دل غمگینو خستم

یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

با این همه ظلم تو ببین باز چجوری پای این همه قول و قرارامون من نشستم

نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روز

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیونه نکن دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روز

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

امروز نمیدونم چرا دلم گرفته بود هیچی نشده بخدا         ولی یه جورایی خستم یه جورایی دلتنگم

شما هم هر چه دل تنگتان می خواهد در نظر خواهی بنویسید  بهترین ها رو در ادامه همین پست می نویسم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 0:21  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

با چند آی دی همزمان لوگین شوید

سلام حال شما چطوره ؟ امید وارم که خوب و خوش باشین

راستش امروز کلی نشستم فک کردم که چی بنویسم و به هیچ نتیجه ای نریسیدم با خودم فک کردم که یه برنامه بزارم واسه دانلود برای آماتورها ( چون همه حرفا ای ها باهاش آشنا هستن) این برنامه کمکتون میکنه که بتونین با چند آی دی آن شین و در اصل کارش اینه که اجازه میده چنتا مسنجر وا کنین . بعد از دانلود مسنجرتونو ببندبد ( از اون پایینم کلیک راست کنید و Exit کنین ) حالا برنامه patchym7full که حجمش 17.5 کیلو بایت بیشتر نیست(البته این برنامه واسه یاهو 7 هاااااااااااا) رو اجرا کنین روی خط چین ها کلیک کرده و آدرس یاهوتونو هر جا نصب کردین بدین به برنامه و حالا استارتو بزنین واگر succsiful اومد کار موفق بوده و حالا برین حالشو ببرین و دعا کنین واسه سعید (یادتون نره دعام کنین ها) اگه NOT patched ! اومد یعنی ورزن هاهوتون با این برنامه سازگار نیست( بازم دعام کنین . باشه؟) در این صورت از یه برنامه دیگه باید استفاده کنین

YAHOO 7.0.0.247 & 7.0.0.242 BETA ( 7.65 KB 

 YAHOO 7 FULL (17.5 KB     

YAHOO 6 full 1710 (17.5 KB

اگه اینجا کلیک کنین جدیدترین یاهومسنجرو از سایت یاهو می تونین بگیرین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 0:10  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

ویژیکیهای دختر،پسرهای باکلاس

 

ويژگيهای پسران باکلاس: 1) برداشتن ابرو به مقدار کافی! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوری آمريکا! 4) نگرفتن ناخن های انگشتان دست! 5) بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلويزيونی! 6) گوش دادن موسيقی بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه های انرژی زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبی

بودن! 10) بحث در مورد فضای فکری احمدی نژاد!!

 

ویژگیهای دخترای با کلاس:

1) برداشتن ابرو بیش از اندازه 2) آرایش به مقدار کافی3) نوشیدن نوشابه های رژیمی 4) رانندگی باسرعت بالا 5) پوشیدن مانتو و شلوار کوتاه 6) استفاده از عینک آفتابی در شب !!7) اظهار عدم تمایل به دوستی !!8) سرکارگذاشتن دوست پسر9) بحث درمورد انرژی هسته ای!!10) اظهار عدم دوستی اینترنتی!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 18:36  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

بزرگداشت عطار نیشابوری

لینک دایم آرامگاه عطار نیشابوری

 

25 فروردین، روز بزرگداشت عطار نیشابوری.
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری عارف، شاعر، طبیب و دانشمند بزرگ و فخر ایرانیان در قرن 6 و 7 می زیست و در حمله وحشیانه مغول‏ها در سن 80 سالگی در نیشابور از دنیا رفت. منطق الطیر از آثار اوست.

 

همنشينی گفت ای شيخ کبار

                                    خيز و اين وسواس را غسلی برآر

 شيخ گفتش امشب از خون جگر

                                     کرده ام صد بار غسل ای بی خبر

 آن دگر گفتا که تسبيحت کجاست

                                      کی شود کار تو بی تسبيح راست

 گفت تسبيحم بيافکندم ز دست

                                        تا  توانم  بر ميان زنا ر بست

 آن دگر گفت ای دانای راز

                                    خيز و خود را جمع کن اندر نماز

 گفت کو محراب روی آن نگار

                                       تا  نباشد  جز  نمازم  هيچ کار

 وان دگر گفتا پشيمانيت نيست

                                     يک  زمان درد مسلمانيت  نيست

 گفت کس نبود پشيمان بيش از اين

                                     که چرا عاشق نگشتم  پيش از اين

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 0:25  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

قلب

 

 

 

                                

 

عکس يک قلب قشنگ و بی ريا

 

بر تن ساحل کشيدم در غروبی بی صدا

 

من که دل بستم به اون قلب بزرگ

 

گريه ها کردم کنارش تا بمونه تا ابد

 

من به آن قلب شنی دل بسته ام!!!!!

 

تا بداند از دل هر آدمی من خسته ام

 

شکوه ها کردم برايش تا سحر

 

گفت فردا نيست هيچ از من اثر

 

ناگهان موج آمد و تيری به قلب من نشست

 

بی صدا تاريک و تنها قلب تنهايم شکست...

 

 

                                تقدیم به...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 14:17  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

طریقه درست کردن نیمرو توسط دختر ها و پسر ها

دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند
دخترها
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
                خداییش از مرد جماعت بیشتر از این انتظاری نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:38  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

پرت و پلا

*الهي ... 
...الهي آنکس که در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت الهي تنهاترين تنهاکسش در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش گذارد...
**************
*اثر انگشت
تو را به دادگاه خواهند کشيد
شايد به حبس ابد محکوم شوي.
جزييات جنايتت معلوم نيست
اما
اثر انگشتت را
روي قلبي شکسته يافته اند!!!
*****************
*در حساب عشق بودنت مقسوم  
نبودنت مقسوم علیه عشق خارج قسمت و باقیمانده مرگ خواهد بود
****************
*گاهي اوقات آرزو مي كنم تمام انگشتان دستم انگشت شست بود تا همه را يكجا
به زندگي حواله مي دادم
****************

خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:49  توسط یک عمرانی - milad  | 

غم

مژده بده، مژده بده يار پسنديد مرا
سايه ي او گشتم و او برد به خورشيد مرا                                    
جان دل و ديده منم، گريه ي خنديده منم
يار پسنديده منم،يار پسنديد مرا
كعبه منم،قبله منم،سوي من آريد نماز
كان كه منم قبله نما،خم شد و بوسيد مرا
پرتو ديدار خوشش تافته در ديده ي من
آينه در آينه شد:ديدمش و ديد مرا                                 
آينه خورشيد شود پيش رخ روشن او
تاب و نظر خواه و ببين،كاينه تابيد مرا
گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلك
گوهري خوب نظر آمد و سنجيد مرا
نور چو فواره زند بوسه بر اين باره زند
رشك سليمان نگر و غيرت جمشيد مرا
هر سحر از كاخ كرم چونكه فرو مينگرم
بانگ لك الحمد رسد از مه و ناهيد مرا
چون سر زلفش نكشم سر ز هواي رخ او
باش كه صد صبح دمد زين شب اميد مرا
ژرتو بي پيرهنم، جان رها كرده منم
تا نشوم سايه ي خود، باز نبينيد مرا

                                     

هر کسي هم نفسم شد دست اخر قفسم شد
من ساده به خيالم که همه کار و  کسم   شد
اون که عاشقانه خنديد خنده هاي من ودزديد
پشت پلک مهربوني خواب يک تو طئه مي ديد

                                            

امشب خسته تر از هميشه
به آبروي از دست رفتم نگاه مي کنم
به تمام لحظه لحظه هاي رفته و
چه تنها ماندم در اين غربت بي کسي
.....و به دنبال تمام چرا ها


زماني كه از مادر متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت كه ميگفت: تا آخر عمر با تو هستم.از او پرسيدم تو كي هستي جواب داد: من غم هستم و من آن لحظه گمان كردم غم عروسكي است كه ما با آن سرگرم مي شويم ولي اكنون كه مفهوما را در زندگي انسانها مي توان درک كرد ،فهميدم كه ما عروسكي هستيم بازيچه غم

                                                            

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 22:19  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

جک

!!ترکه ميره راهپيمايي ميبينه شلوغه برميگرده

!به ترکه ميگند فرقه حوا با زنايه ديگه چي بوده؟ميگه هيچي شوهر اون آدم بود ولی بقييه نيستند

!به ترکه ميگند کجا ميشينيد؟ميگه هرجائي که خسته بشم

يه روز يه ترکه خودشو ميزنه به کوچه علي چپ گم ميشه

ترکه به شکمش ميگه:تا کي من کار کنم و بدم تو بخوري؟
!شکمش ميگه:ميخواي من کار کنم بدم تو بخوري؟

!!ترکه ميره ديسکو به همه شاباش ميده

به ترکه ميگند نظرت در مورد زلزله بم چيه؟
ميگه خيلي خوبه فقط وقتش را بيشتر کنيد

رشتيه اکس ميخوره ميره خونه ميبينه زنش تنهاست ميگه وااااي چه توهمي

اصفهانيه خونش آتيش ميگيره به آتش نشاني اس ام اس ميزنه.(آقااا همتون که ميدونيد اصفهانيا خصيص نيستند الکي اسممون بد در رفته هاااااا)ا

!شباهت هويج با مانتو کوتاه:هردو چشمو تقويت ميکنه

!!تلفن همراه تنها چيزيه که مردا سرش دعوا دارند که مال کدومشون کوچيکتره؟

!!يه روز يه آفتاب پرست ميره ميره روي مداد رنگي هنگ ميکنه

به رشتيه اس ام اس ميزنند ميگند زنت خونه ماست اونم جواب ميده ميگه پدر سگ اس ام اس تکراري نفرست

شب چارشنبه سوري ميبينند ترکا بيشترين آسيب را داشتند
يه آمار ميگيرن ميفهمن که اونا آتيشا بغل ديوار درست ميکردن بعد از روش ميپريدن.

شهرداري قزوين تو پارکاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

به يه دختره ميگند چرا شما به دوست پسر ميگيد بي اف؟ميگه يعني بدبخته فلک زده    

!!به ترکه ميگند با ابريشم جمله بساز ميگه هوا ابريشم خوبه ها

 

 

 

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 22:11  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

تو آخرين يار منی

 

 

تو آخرين يار منی اميد ديدار منی                             

 

                 گر چه همش در سفری اما توی شبای منی

 

تک ناجی خيال من همسفر قلب منی

 

                 تو آخرين بهانه ای اميد زنده بودنی

 

لحظه به لحظه با منی مثل نفس کشيدنی

 

               بهار سبز و خرمی مثل جونی مثل تنی                                         

 

تو آخرين قبله دل نياز و احساس منی

 

              بهونه تو را دارم تو آخرين يار منی

 

                              تقدیم به...  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 14:16  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

پس گرفتن آی دی

اگه پسورد آی دی تونو فراموش کردین و یا هک شدین این مطلبو حتما بخونین

امروز تصمیم گرفتم در مورد اینکه اگه هک شدین پسوردتونو هکر عوض کرد و یا اینکه پسوردتونو گم کردین چطور دوباره آی دی تونو بر گردونین اول فک کردم دیگه این موضو رو همه بلدن بیخیالش  شدم ولی از چنتا دوستام پرسیدم بعضی هاشون بلد نبودن لازم دونستم که ایم موضوع رو آموزش بدم برای شروع به سایت یاهو برین بعد دنبال  Check your mail status: Sign In  و یا mail که در بالای صفحه یاهو قرار داره بگردین روی یکیشون کلیک کنین حالا زیر اونجایی که باید یوزر و پسورد وارد کنین رویForget your ID or password  کلیک کرده  حالا در بخش  Confirm Your Identity   تاریخ تولدی که در زمان ساختن آی دی وارد کردینو برای بخش Your Birthday و برای Your ZIP (or Postal) Code کد پستی ۱۰ رقمی سپس برای بخش Your Country or Territory  کشور که برای ما همون ایران باشه رو وارد کنین حالا میام پایین تر به بخش دوم یعنی Choose One of These Options می رسیم اینجا ۲ انتخاب داریم یا اینکه در Enter your Yahoo! ID  آی دی مونو وارد می کنیم یا اینکه در Enter your Email Address ایمیلمون ( یعنی همون ای دی با yahoo.com@ که فک میکنم نوشتن آی دی ساده تر باشه ) حالا وارد بخش  Receive a new password  که اینجا سوالی رو که انتخاب کردین و جوابی رو که واسش نوشتین ازتون می پرسه همون جواب باید بگین و در مرحله بعد Display new password یاهو یه پسورد به انتخاب خودش بهتون می ده که می تونین از همون صفحه مستقیما وارد بخش change password  شین و پسورد رو عوض کنین

موفق و سربلند باشین

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 13:12  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

عشق

عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است، عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است، عشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است ، عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است..

در شبي از شبهاي پاييز
در کوچه اي از کوچه هاي تاريک
قصه رفتن تو گفتي
از دلم دل کندن تو گفتي
گفتي زندگي بايد بي من برات شه
گفتم دل با تو تو زندگي   عادتشه
گفتم  چه کنم  بي تو نتونم
گفتي
.
.
.
.
گفتي من جاش خوب ميتونم
گفتم و گريه کردمو از پيش تو رفتم
اماچه حيف اين  قلب ديوونه را هرگزنبردم
هرجاي دنياکه باشي نغمه هات تعبيرنوره
جاده وحشت پاييز باهواي توتمومه
برو عليا بي خيال دنبال کارت
اين  گذشته که اسمش زندگي نيست 
خداحافظ اي لالايي قصه هاي رويايي
اي کودک معصوم کوچه هاي مهرباني
خداحافظ

کاش ميشد دوستت دارم را به زبان نمي آورديم
چه آرامشي دارد وقتي هميشه قلب در تپش باشد
آن وقت دل ها براي هم ميميرند
براي هم پاک اند
چه قشنگ است پاکي


 بي تو آواره ترينم توي اين شبهاي مبهم
بي تو شايد که بميرم بذار دستاتو تو دستم
واسه تو يه التماسم واسه تو پرم ز خواهش
واسه تو شدم يه تنها که بايد بياي کنارش

هر وقت بارون اومد دستتو مشت کن بگير زير بارون
  هر چند تا قطره جمع کردي همون قدر منو دوست داري
  هر چند تا که نتونستي جمع کني همون قدر دوستت دارم
                                   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:52  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

جوک

اینم چند تا جوک جدید حال کنید و نظرم بدید

*-!!!رشتيه مي ره نجاري ، مي گه آقا يه كمد بساز اصغر آقا توش نباشه 

*به ترکه میگن سفر حج چطور بود ؟...

میگه : خیلی سنگ خورد تو سر و صورتم ولی آخرش بوسیدمش!

*لره از کیوسک تلفن میاد بیرون ، ازش میپرسن سالم بود ؟
میگه : آره ، فقط آفتابه نداشت!!!

*  آقا گرگه میره رشت خونه شنگول و منگول در میزنه... بز بز قندی درو باز میکنه !
میگه : بیا تو ! بچه ها نیستن!!!



 bahane HAAYE dokhtar ha ::1 faseleye senimon ziade (yani kheyli az marhale parti) 2 man be to alaghe ee be on soorat nadaram (yani kheyli bad heykali) 3 man alan to moghe eeyate badi hastam (yani delam yejadige giire) 4 tobaraye man mesle baradaram hasti (YANI DELAM NEMIYAD BALAEE SARET BIARAM) ۵ taghsire to nis taghsire mane (yani ajab ghalati kardim ba to dost shodim) 6 man to dostimon az hich kari darigh nakardam (yani har ghalati delam khaste kardam)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 10:52  توسط یک عمرانی - milad  | 

جک

بنلادن در جديدترين مصاحبه خود با شبکه الجزاير: 3روزه ديگه 3جا را در نظر دارم بزنم
ميپرسند کجاها را؟
!!!!!!!!!! ميگه:1-ريش.2-پشم.3.مويه زير بغل 

به طرف ميگند يه جمله فلسفي بگو
ميگه:احمق ترين آدم کسييه که به يه مساله اطمينان صد در صد داشته باشه
!!!!!!ميپرسند مطمئني؟ميگه صد در صد


دخترا دنباله يه پسري ميگردند که 1000تا آرزوشونا برآورده کنه
!!ولي پسرا دنباله 1000تا دختر ميگردند که فقط يه آرزوشونا برآورده کنه


مورچه اي خيلي پکر بوده بهش ميگند چي شده؟؟
!ميگه:5سال عاشقه يه مورچه اي بودم بعد فهميدم تفاله چايي بوده


ميدوني تشابه پسر مجرد با لباسه تويه ماشين لباسشويي چيه؟
!!!!!!جفتشون تو کفند
 

(okh midoonam kheyli bimaze bood)!

!ترکه ميره تو بانک وام بگيره ضامن نداشته منفجر ميشه


به يه ترکه عکسه بوفالو نشون ميدند ميگند به اين چي ميگي؟
!!ميگه من غلط بکنم به اين يه چيزي بگم

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 0:55  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

من و تو

  آ رزو دارم كه مرگت را ببينم
بر مزارت دسته هاي گل بچينم
آرزو دارم ببينم پر گناهي
مرده اي در دوزخي و رو سياهي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزادار تو باشم
بهتر از هر عاشقي نازت كشيدم
در عوض نامردمي ها از تو ديدم
هر كجائي راه خوشبختي نيائي
راحت و بي دغدغه هرگز نخوابي
هر كجائي آب خوش هرگز ننوشي
يا لباس عافيت هرگز نپوشي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزادار تو باشم !
اي چپاولگر توئي وحشي تر از ببر
وحشيانه حمله ديگر كني سر

                        

 

هر کسي هم نفسم شد دست اخر قفسم شد
من ساده به خيالم که همه کار و  کسم   شد
اون که عاشقانه خنديد خنده هاي من ودزديد
پشت پلک مهربوني خواب يک تو طئه مي ديد

 

. نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد.......

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 23:10  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

خصوصيات مردها

 

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
Smileyچیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند


اینم چند جمله قشنگ :

به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد

به قلبت بیاموز که هر کسی در آن جا ندارد

به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 9:1  توسط یک عمرانی - milad  | 

گورخر

از گوره خری پرسیدم " تو سفیدی راه راه سیاه داری یا سیاهی راه راه سفید داری ؟ "

گور خر به جای جواب دادن پرسید :

تو خوبی فقط عادت های بد داری یا بدی و چنتا عادت خوب داری ؟

ساکتی بعضی وقت ها شلوغی می کنی یا شیطونی و بعضی وقتها ساکتی ؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی یا ذاتا افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی ؟

لباسهات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه یا گثیفن شلوارت تمیزه ؟
و گور خر پرسیدو پرسیدو پرسیدو پرسید و بعد رفت !

نتیجه اخلاقی :

 دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راه راه شون چیزی نمی پرسم

منبع:جوکستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 14:27  توسط یک عمرانی - milad  | 

غصه

 

درجوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد

 

درقفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد

 

آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد     

 

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

 

 دلم می خواد شانه هايت تكيه گاهی باشد برای زندگيم

 

دلم می خواد بر روی شانه هايت زار زار گريه كنم...

 

 

گریه هایم بی صداست

                                      

 عشق من بی انتهاست                             

رد پای اشکهایم را بگیر                                    

          

                                                          

 تا بدانی خانه ی عاشق کجاست..

    

  تقدیم به...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 20:40  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقيت نيز حضور دارد.

خانمي از منزل خارج شد و در جلوي در حياط با سه پيرمرد مواجه شد. زن گفت: شماها رانمي شناسم ولي بايد گرسنه باشيد لطفا به داخل بياييد و چيزي بخوريد. پيرمردان پرسيدند: آيا شوهرت منزل است؟

زن گفت: خير، سركار است. آنها گفتند: ما نميتوانيم داخل شويم. بعد از ظهر كه شوهر آن زن به خانه بازگشت همسرش تمام ماجرا را برايش تعريف كرد. مرد گفت: حالا برو به آنها بگو كه من درخانه هستم و آنها را دعوت كن. سپس زن آنها را به داخل خانه راهنمايي كرد ولي آنها گفتند: ما نمي توانيم با هم داخل شويم.

زن علت را پرسيد و يكي از آنها توضيح داد كه: اسم من ثروت است و به يكي ديگر ازدوستانش اشاره كرد و گفت او موفقيت و ديگري عشق است. حالا برو و مسئله را با همسرت در ميان بگذار و تصميم بگيريد طالب كداميك از ما هستيد! زن ماجرا را براي شوهرش تعريف كرد.

شوهر كه بسيار خوشحال شده بود با هيجان خاص گفت: بيا ثروت را دعوت كنيم و منزلمان را مملو از دارايي نماييم. اما زن با او مخالفت كرد و گفت: عزيزم چرا موفقيت را نپذيريم! در اين ميان دخترشان كه تا اين لحظه شاهد گفت و گوي آنها بود گفت: بهتر نيست عشق را دعوت كنيم و منزلمان را سرشار از عشق كنيم؟ سپس شوهر به زن نگاه كرد و گفت: بيا به حرف دخترمان گوش دهيم، برو و عشق را به داخل دعوت كن،سپس زن نزد پيرمردان رفت و پرسيد كداميك از شما عشق هستيد؟ لطفا داخل شويد و مهمان ما باشيد. در اين لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن دو نفر هم بلندشده و وي را همراهي كردند.

زن با تعجب به موفقيت و ثروت گفت: من فقط عشق را دعوت كردم! دراين بين عشق گفت: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت ميكرديد دو نفر از ما مجبور بودند تا بيرون منتظر بمانند اما زماني كه شما عشق را دعوت كرديد، هر جا كه من بروم آنها نيز همراه من ميآيند.

هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقيت نيز حضور دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 14:12  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

درس هاي زندگي


درس هاي زندگي

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم.

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد حتي اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته محروم مي كند.

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت جاذبه مرد است و جاذبه قدرت زن.

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد بلكه چيزي است كه خود مي سازد.

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم .بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم.

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان ميدهد.

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان است و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است.

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما هرگز بدون ايثار نمي توان عشق ورزيد.

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز بعد از آن چه لازم است آن چه را نيز ميل دارد بخورد.

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارت هاي خوب نيست. بلكه خوب بازي كردن با كارت هاي بد است.

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نا رس است . به رشد و تكامل خود ادامه مي دهد و به محض آن كه گمان كرد كه رسيده شده است دچار آفت مي شود.

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگ ترين لذت دنيا است.

و در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 14:10  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

اس ام اس رایگان

راهنماي استفاده از خدمات ويژه ال جي

تنظيمات:

1. كاربرحتما بايد مشترك سرويس پيام كوتاه sms باشد

2. در نرم افزار ياهو مسنجر (yahoo messenger) خود شناسه lge_iran را نيز اضافه نمايد

نحوه ارسال از موبايل به ياهو:

براي ارسال sms به كاربر yahoo messenger از شيوه زير استفاده مي نمايد

متن نامه , موضوع ,آدرس پست الكترونيكي LGEM,

و سپس به شماره ال جي (3000543) ارسال نماييد

نحوه ارسال از ياهو به موبايل :

روي شناسه lge_iran از نرم افزار ياهو مسنجر كليك كنيد

متن پيام خود را بصورت زير براي فرد مورد نظر ارسال نماييد

متن پيام,شماره موبايل فرد مورد نظر

توجه : در هر روز فقط 3 تا sms مي تونين بفرستين

جهت اطلاعات بيشتر در زمينه ساير خدمات ويژه ال جي و مطالعه موافقتنامه به وب سايت ال جي به نشاني www.ige.ir مراجعه نماييد

با آي دي parssms هم با وارد كردن شماره موبايل و كذاشتن علامت >> و << مسيج شما رو به موبايل مورد نظر مي رساند البته قبلش بايد عضو سايتwww.parssms.com شويد

اين آي دي رو هم ادد كنين با ادد كرده و زدن ارقام براتون جك مي گه ==>       farsijoke0

اين آي دي هم كارديكشنري براتون مي كنه يعني فقط كافيه شما انگليسيشو بدي ==>      farsidik0

منابع :سايت رسمي شركت ال جي     و     وبلاگ آهنگ و نرم افزار

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 16:21  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

عشق

عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟ عشق فقط میگه تو مال منی... عشق نمی پرسه که اهل کجایی ؟ فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی... عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟ فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته... عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه همیشه با منی... عشق نمی پرسه که دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم...

اون که می گفت جونش به جونت بنده حالا داره به گریه هات می خنده اون که میگفت بدون تو می میره دروغ میگه دلش جنس کویره دروغ می گه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز میخوای بمونی باهاش خیال نکن بدون اون می میری بذار بره نباشه جون می گیری


هنگامي كه خواستم گريه كنم گفتند كودكانه است هنگامي كه خواستم زندگي كنم راهم را بستند هنگامي كه به ستايش روي آوردم گفتند دروغ است هنگامي كه به حقيقت روي آوردم گفتند خرافات است هنگامي كه سكوت كردم گفتند عاشق است هنگامي كه عاشق شدم گفتند گناه است


بيا همراه من هم خانه ام باش ميان اوج غمها شانه ام باش نمي رويد گلي بي دستهايت بيا تو زينت گلخانه ام باش اگر در خنده هايم گريه ديدي رفيق اين دل ديوانه ام باش تو را تا بي نهايت دوست دارم به دامت خو گرفتم دانه ام باش دلم با چشم تو پيوند دارد كبودم من چراغ خانه ام باش


 فرانسوي ها ميگن كه عشق فراموش كردن خود در وجود كسي است كه هميشه و در همه حال ما رو به ياد داره

اسپانيايي ها چي مي گن ؟ ميگن كه عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر است

ايتاليايي ها ميگن كه عشق يعني ترس از دست دادن تو

و ايراني ها : عشق سوء تفاهمي است كه به ازدواج مي انجامد

عشق > یعنی > علاقه شديد قلبي

عشق كور نيست همه چيزو ميبينه و چون همه چيزو مي بينه خيلي چيزارو نمي بينه

عشق مثل يه ويروس مي مونه كه از هر راهي به بدن وارد مي شه و هيچ درماني هم ندارد

نرو! نرو! نرو!

صبر كن

قرارمون اين نبود

بايد سكه بندازيم

اگه شير اومد ترديد نكن كه دوست دارم

اگه خط اومد مطمئن باش كه دوست دارم

نرو! نرو! نرو!

صبر كن سكه بندازيم....

اگه دوست نداشتم .. اونوقت برو....

وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم كاش كوچيك ميمونديم تا حرفامونو بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد ميزنيم باز كسي حرفامونو نمي فهمه

 

تفاوت قلب دختر پسرا
قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:21  توسط یک عمرانی - milad  | 

اگه بگم... برای تو

اگه بگم...

اگه بگم که قول مب دم تا همیشه باهات باشم

اگه بگم که حاظرم فدای اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی

اگه بگم بهونه ی هرنفسم تنها تویی

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

اگه بگم زندگی مو بذر بهارت می کنم

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

اگه بگم بال منی لحظه ی پروازمنی

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال؟

میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال ؟

میشی برام ماه شبهای بی سحر؟

میشی برام ستاره ی راه سفر؟

بدون هر جا باشی یا نباشی مال منی

بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی

برای سعادت شبا شعرامو من داد میزنم

گفتم اینو بنویسم که دوست دارم عزیزم

 

تقدیم به...

 

 برای تو

این غزل برای توست ای که مثل بارانی

میروی ز آغوشم پیش من نمی مانی

بعد رفتنت این دل , دل نشد برای من

یادگاریت اما , این دو چشم بارانی

دلخوشم به دیدارت , لحظه ای شده حتی

خنده های مصنوعی , گریه های پنهانی

قسمت تو از دنیا , هر چه عشق و خوبی بود

سهم من ولی یک زخم , آنچنان که میدانی

من شبیه یک کولی , دوره گرد قلب تو

قلب من ولی قصریست , تو همیشه مهمانی

زل زدن به چشمانت , عادتم شده انگار

زل بزن به چشمانم , ای که مثل بارانی

  

 

تقدیم به...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 21:59  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

دوستت دارم

وقتي مي شنوي مي گن دوستت دارم

دروغه

مي دوني بزرگ ترين قشنگ ترين دروغ عالم جمله اي به اسم

دوست دارمه

فقط يه وسيله براي رسيدن به نا کجا آباد ذهن

کاش به معناي واقعي اين جمله مي رسيديم

مطمعا باشيد اگر کسي کسي را دوست داشته باشد

هيچ وقت نمي تواند به زبان بياورد

 

خدا حافظ

خداحافظ هم بغض شيشه

خداحافظ فرشته غصه هاي شبانه

بد رود اي نگاه آخرينه

اي سرود آفريننده

دسته زمان به همراحت اي ناجي محبت

خدا به همراهت اي باني عشق

خداحافظ

مرا با ياد خود به فراموشي ببر

اي دل من

خداحافظ


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 16:17  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

جوک

 * تركه سياهپوش ميآد اداره ميگن چي شده؟ ميگه بابام مرده. بهش مي گن پس چرا صورتت زخمي شده؟ ميگه آخه وقتي قبرش مي كردم مقاومت مي كرد!!!!!

 *زمانيكه تو راهرو به هم رسيديم مدتي به هم زل زديم تو به طرفم اومدي منم با تموم وجود اسمتو فرياد زدم... . . . سووووووووووووووسك

*يه پدره از پسرش ميپرسه دو دو تا چند تا ميشه ؟ پسره ميگه 16 تا .پدره ميگه همين حرفا رو ميزني ميگن اينا گيجن آبروي منو ميبري . دو دو تا 4 تا ميشه . نه خيلي بشه 8 تا

* به ترکه ميگن بابا تو چرا هميشه سياه ميپوشي؟ ميگه:آخه من ختم روزگارم

* ترکه از جلو سينما اردبيل رد ميشده که يک هو ميگه زرشک اين شهر يک سينما داشت اونم کردن خوابگاه دختران

*ميدونيد شباهت هويج و دامن کوتاه چيه؟ هر دو تاشون،بينايي چشمو زياد مي کنن

* اي که در را به رويم بستي و پا روي عشقم گذاشتي- بابا جون دستم لاي در مونده

* تركه ميگن علي يارت ميگه: ما ياركشي كرديم يارخودت

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:9  توسط بچه كامپوتري - mehdi  | 

نمی دانم

                  

                           

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم, كه از خاك گلويم سوتكي سازد

گلويم سوتكي باشد

بدست كودكي گستاخ و بازيگوش

واو يكريز و پي در پي

دم خويش را در گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشكند در من

سكوت مرگبارم را 

       

           واسه   چشمات  مي نويسم  تا  بگم  برام  عزيزي

               تا  بگم  که  دوست  ندارم  قطره ي  اشکي  بريزي

              تا  بگم که  عاشقانه   من  خودم  رو  به  تو  باختم

               تا  بگم  که  خيلي  ساده   قصري  از  نگاتو  ساختم

               پس  نگير    ازم   نگاتو   نذار  اينجوري   بميرم

               بر نگردون  اون  چشاتو  مي دوني بي تو  مي ميرم

                   واسه  چشمات  مي نويسم  تا  نگي  دوست  نداشتم

                    تا  نگي  که  من  چه  ساده  تو رو  اينجا  جا  گذاشتم

                  من   تو  رو  تنها   نذاشتم   دل   من   اينجا   باهاته

     دل   من   اينجا   مي مونه  چشمبراهه    خنده هاته

                                                                                  

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 15:9  توسط یکی از بچه هاي معماري - Asal  | 

جوک

*تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش ها ها ها ها . بخند تو هم ...

*تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

 

*شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم! چقدر لوس ...

 

*يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد! چقدر لوس ...

 

*يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!

 

*يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه

 

*به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي

 tiiiiiiish........tiiiiiiish.....di di did idn din din din......di di d din din din.....diiiii did din din din.....di di di din din din...di di (ha natonesti bekhoni?....ahange footballista bood dige!!!)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 21:38  توسط یک عمرانی - milad  | 

رقابت عشقی

رقابت عشقي تو اين ور اون ور دنيا

توي ژاپن

جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توي انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توي فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي‌مونه!

توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

توي ايران
پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 21:4  توسط یک عمرانی - milad  | 

سلام

مورد توجه بعضی از منتقدین عزیز 

  مرسی که انتقاد می کنین ولی لطفا در انتقاداتون بی احترامی نکنین جناب  ملخ ( که انگ دزدی بهمون می زنی )  و مسلم عزیز اگه به مطالب قبلی ما توجه کرده باشین متوجه می شین که تمام مطالبی که از جاههای دیگه گرفته شده منبعش ذکر شده  و هر مطلبی که منبع نداره یا از خودمونه یا منبعشو نمی دونستیم 

       

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 11:45  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

مشاعره و مهمانی

سلام  

اينو حتما حتما بخونين

امروز رفتم خونه ی یکی از فامیلامون عيد ديدني همين جور كه نشسته بودم يه چيز خيلي خوشكل اومد تو منم جذبش شدمو همش نگاش مي كردم بعد كلي كلنجار با خودم كه خوب نسيت بابا كلمو مي نداختم پايين ولي هر كاري كردم نمي تونستم خودمو از فكرش خارج كنم حتا خودمو مشغول صحبت با ديگران كردم بازم از فكرش خارج نشدم يه نگاهي بهش كردم يه چشمك بهم زد منم بازم سعي كردم خودمو از فكرش درارم بازم نگاش كردم يه چشمك ديگه زدو خواست كه برم طرفش منم همش با خودم كلنجار مي رفتمو همش ميگفتم بابا ول كن الان بد ميشه اگه برم جلو خوب كلي آدم نشستس خلاصه نتونستو رفتم جلو نگاهي بهش كردمو برشداشتم همه كيك خامه اي رو يه لقمه چپ كردم

 

و حالا می خوام از ایده بچه های متالوژی دانشگاه چمران استفاده کنم

 یه بیت شعر می نویسم نفر اول نظر خواهی با حرف آخر این بیت (ی) بیتشو شروع میکه نفر بعد ادامه نفر قبلیشو میده

از بیتی از غزلیات سعدی شروع می کنم

سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد

که در آب.مرده بهتر که در آرزوی آبی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 0:3  توسط یک عمرانی - Saeed  | 

جوک

اگه بیمزس ببخشید

* به رشتيه ميگن انقد بچه داري سخت نيست ياد گرفتن اسماشون ميگه نه ياد گرفتن فاميليهاشون سختره (:

 

*به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری؟ میگه:عسل بانون . عسل بی نون .عسل کیک

 

*ترکه ميره تو دل طبيعت هضم ميشه


*از يه لره ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه

 

*بچه ترکه شلوارش رو عوضي تنش ميکنه يعني عقبش مي افته جلوش بعد ترکه بهش ميگه الهي قربونت برم که وقتي داري ميري انگار داري بر ميگردي


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 3:2  توسط یک عمرانی - milad  |