ورود دختر ها و پسرها ... 
تصور کنین یه خواهر و برادر از مدرسه می خوان برگردن خونه. هر دو ساعت دو تعطیل می شن.
خواهر وقتی به خونه می رسه که ساعت دو و نیمه. و پسر حدودا سه و نیم چهار.
( آخه می دونین این جنس خالص توی خیابونا راه می رن اگه یکی از بر و بچه ها تونسته باشه ماشین بابائه رو بپیچونه با هم می رن کمک خلق الله!!!! منتها از نوع دخترش)
کارهایی که دخترها وقتی به خونه رسیدن انجام می دن:
1- کلید رو می اندازن تو در ، در رو باز می کنه و می آد بالا
2- کفش هاشو می آره و می ذاره توی جا کفشی
3- به اعضای خونه سلام می کنه
4- مانتوش رو در می آره و به جا رختی آویزون می کنه
5- کیفش رو می بره توی اتاق
6- می آد دستاش رو می شوره و از مامانش می پرسه:" مامان جان ناهار داریم؟"
7- بعد از اینکه ناهارش رو خورد ظرفاش رو می بره می ذاره توی ظرف شئیی
8- می ره توی اتاق و تکالیفش رو انجام می ده
9- بابا که می آد به احترامش از اتاق می ره بیرون و سلام می کنه
10- شب بعد از اینکه همه کارهاشو کرد ، به مامان هم کمک کرد می ره تو تختش و می خوابه
کارهایی که پسرها وقتی رسیدن خونه انجام می دن:
1-دستشو می ذاره رو زنگ تا مامان با چند تا فحش آبدار در رو باز کنه و بگه:" پسره ی پر روی چشم سفید مرض گرفته! مگه تو خودت کلید نداری؟
2- کفش هاشو از وسط راهرو در می آره و اول چند قدمی توی راهرو می زنه تا به خونه برسه و بعد بیاد تو
3- سرش رو مثل ( دور از جون گاو) می اندازه پایین و می ره سمت اتاقش
4- کیفش رو ( البته کیفی رو که پره از سی دی های مستهجن و بازی و...) پرت می کنه روی تختش و جوراباشو می کنه تو هم بعد مثل توپ فوتبال شوتشون می کنه یه ور اتاق
5-دستشو می کنه تو دماغشو بعد می ماله به بلوزش
6- هنوز یه دقیقه هم از اومدنش نگذشته که مثل ... عربده می کشه که پس این ناهار کوفتی کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
7- بعد از اینکه بشقابشو ( منظور همون دیسه) تموم کرد شیشه نوشابه خانواده رو هم داد بالا بلند می شه و می ره تو اتاق تا اون سی دی ها رو ببینه
8- بابا که می آد محل سگم نمی ده( آدم نیستن دیگه!!! واسه همینه که باباها دخترشونو بیشتر دوست دارن چون مودبه ولی پسرا ....)
9- چیزی به اسم تکلیف اصلا نداره!
10- شب حدودا ساعت 10 با چنگیز خطر و کامی پنجه طلا و بر و بچ می زنه بیرون
11- ساعت نزدیک سه است که با کلید در رو باز می کنه ( پس بالاخره فهمیدیم کلیدش کجاها کار می کنه) و تلو تلو خوران می ره توی اتاقش و یه ساعتی با جی اف جدیدش پای تلفن وراجی می کنه
12- ساعت چهار سرش رو می ذاره رو بالش و کپه ی مرگش رو می ذاره
نکته 1: شکر خدا که تک بچه ام و از این داداش ها ندارم
نکته 2: اینکه نیاین توی نظرها حرف بی خود بزنید کسی که جز این پسرا نیست احتیاج نیست بیاد بگه نه من نیستم.... برای بار 10000000 می گم که اینایی که می گم مال بعضی از پسرهاس!